در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و
دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو
اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبهيه دار ا
ز من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم : به تو
بگويند ... دوستت دارم

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 20:44  توسط اسد افشار
|
